Habitat Qinhuangdao: Modular Architecture for Communal Living
Articles and TutorialsOctober 28, 2026

Habitat Qinhuangdao: Modular Architecture for Communal Living

An architectural analysis of Habitat Qinhuangdao by Safdie Architects, exploring modular massing, stepped terraces, elevated gardens, and shared spaces as strategies for combining residential density with visual connectivity and communal living.

حمیدرضا ادریسی | HAMIDREAZ EDRISI — Architect | Researcher | BIM Specialist6 min read
Back to list

ویدیو تحلیل دیاگرام:

برای تماشای ویدیو کلیک کنید

معماری ماژولار در خدمت سکونت اجتماعی

چطور می‌توان در یک مجموعه مسکونی پرتراکم، تعداد بیشتری از واحدها را از چشم‌انداز دریا بهره‌مند کرد و هم‌زمان فضاهای سبز، تراس‌های خصوصی و فضاهای جمعی را در اختیار ساکنان قرار داد؟ پروژه Habitat Qinhuangdao از دفتر معماری Safdie Architects پاسخی معمارانه به این پرسش ارائه می‌دهد؛ پاسخی که در آن، فرم ساختمان نه‌فقط برای استقرار واحدهای مسکونی، بلکه برای ایجاد ارتباط میان انسان، طبیعت و اجتماع شکل می‌گیرد. این پروژه در شهر چین‌هوانگ‌دائو (Qinhuangdao) در چین و در امتداد ساحل دریای بوهای (Bohai Sea) قرار دارد. طرح آن با الهام از اصول پروژه مشهور Habitat ’67 اثر موشه سفدی (Moshe Safdie)، ایده سکونت متراکم همراه با فضای باز و کیفیت زندگی انسانی را در مقیاسی بزرگ‌تر دنبال می‌کند.

شکستن فرم برای گسترش دید به دریا

در نگاه اول به این پروژه، ایجاد یک شکاف عمودی یا وید (Void) در میان برج جلب توجه می‌کند. اما این شکاف صرفاً یک تصمیم فرمال یا زیبایی‌شناسانه نیست. وجود این فضای خالی سه کارکرد کلیدی و هم‌زمان دارد:

در طراحی یک مجموعه مسکونی ساحلی، یکی از چالش‌های اصلی این است که چگونه می‌توان تعداد بیشتری از واحدها را از چشم‌انداز دریا بهره‌مند کرد، بدون آنکه ساختمان به یک دیوار ممتد و بسته در برابر ساحل تبدیل شود.

یکی از راهبردهای طراحی، شکستن امتداد خطی حجم‌ها و ایجاد عقب‌نشستگی‌ها و جابه‌جایی‌های حساب‌شده در پلان است. با این روش، نماها در جهات مختلف قرار می‌گیرند و امکان شکل‌گیری دیدهای مستقیم و مورب افزایش می‌یابد.

در Habitat Qinhuangdao نیز سازمان‌دهی حجم‌ها به‌گونه‌ای است که میان توده‌های مسکونی، گشودگی‌هایی برای ارتباط بصری با دریا، شهر و آسمان شکل می‌گیرد. این فضاهای باز که در پروژه با مفهوم «پنجره‌های شهری» (Urban Windows) شناخته می‌شوند، علاوه بر ایجاد دیدهای گسترده، به ورود نور طبیعی و افزایش حس گشودگی در مجموعه کمک می‌کنند.

بنابراین، فرم شکسته صرفاً یک انتخاب زیبایی‌شناختی نیست؛ بلکه ابزاری برای مدیریت دید، نور و رابطه ساختمان با بستر ساحلی است.

معماری ماژولار؛ از تکرار واحدها تا ترکیب فضایی

در این پروژه، واحدهای مسکونی در قالب بلوک‌هایی با ارتفاع ۱۶ طبقه سازمان‌دهی شده‌اند. این بلوک‌ها به‌صورت جابه‌جا و پلکانی روی یکدیگر قرار گرفته‌اند و در ترکیب با یکدیگر، مجموعه‌ای از حجم‌های متصل اما متخلخل را شکل می‌دهند.

نکته مهم، تفاوت میان انباشت ساده واحدها و سازمان‌دهی فضایی ماژولار است. در انباشت متعارف، تکرار طبقات معمولاً به ایجاد حجمی یکپارچه و نسبتاً یکنواخت منجر می‌شود؛ اما در اینجا، جابه‌جایی بلوک‌ها فرصت شکل‌گیری تراس‌ها، فضاهای باز و ارتباطات بصری متنوع را فراهم می‌کند.

این رویکرد، مقیاس بزرگ مجموعه را به اجزایی قابل‌درک‌تر تقسیم می‌کند. در نتیجه، ساختمان به‌جای آنکه صرفاً یک توده عظیم مسکونی باشد، از مجموعه‌ای از فضاهای کوچک‌تر و مرتبط تشکیل می‌شود که هرکدام می‌توانند کیفیت فضایی متفاوتی داشته باشند.

تراس‌های پلکانی و گسترش فضای زندگی

یکی از مهم‌ترین نتایج جابه‌جایی بلوک‌ها، ایجاد تراس‌ها و فضاهای نیمه‌باز در بخش‌های مختلف ساختمان است.

این تراس‌ها، مرز میان فضای داخلی و محیط بیرون را گسترش می‌دهند و امکان استفاده از نور طبیعی، تهویه و چشم‌انداز را فراهم می‌کنند. همچنین، فضای باز در مجاورت واحدهای مسکونی می‌تواند برای استراحت، نگهداری گیاهان و فعالیت‌های روزمره مورد استفاده قرار گیرد.

در چنین الگویی، فضای بیرونی دیگر به بالکنی کوچک و محدود نمی‌شود؛ بلکه بخشی از سازمان فضایی واحد مسکونی است. این ویژگی به‌ویژه در ساختمان‌های پرتراکم اهمیت دارد، زیرا امکان دسترسی به فضای باز را بدون نیاز به گسترش سطح اشغال در زمین فراهم می‌کند.

باغ‌های معلق و پل‌های ارتباطی؛ شکل‌گیری یک اجتماع سه‌بعدی

در طبقات بالاتر، از الگوی عقب‌نشینی حجمی استفاده شده است. این خطوط معمارانه باعث می‌شوند تا سایه‌ی حجمی ساختمان (Silhouette) بصیرت بصری سنگینی بر خط آسمان تهران اعمال نکند. این تصمیم طراحی، مانع از حضور تحمیلی برج در مقیاس شهری شده و تناسبات بصری همگام با محیط پیرامون ایجاد می‌کند.

در Habitat Qinhuangdao، ارتباط میان بلوک‌ها تنها به سطح زمین محدود نیست. پل‌های ارتباطی مرتفع، بلوک‌های مسکونی را در ترازهای مختلف به یکدیگر متصل می‌کنند و در کنار باغ‌ها و فضاهای جمعی، شبکه‌ای سه‌بعدی از فضاهای مشترک می‌سازند.

این پل‌ها صرفاً مسیرهای عبور نیستند؛ برخی از آن‌ها با فضاهای مسکونی و امکانات جمعی ترکیب شده‌اند و به بخشی از تجربه سکونت تبدیل می‌شوند.

از این منظر، مجموعه به‌جای آنکه از برج‌هایی مستقل و جداافتاده تشکیل شود، به شبکه‌ای از فضاهای مرتبط تبدیل می‌شود؛ شبکه‌ای که در آن، حرکت، مکث، تعامل اجتماعی و ارتباط با فضای سبز می‌توانند در ارتفاع نیز اتفاق بیفتند.

این سازمان‌دهی، مفهوم فضای عمومی را از سطح زمین فراتر می‌برد و امکان شکل‌گیری فضاهای مشترک را در بخش‌های مختلف مجموعه فراهم می‌کند.

کاهش اثر توده ساختمانی در مقیاس انسانی

یکی از مسائل مهم در طراحی مجتمع‌های مسکونی بزرگ، نحوه مواجهه با مقیاس بنا است. یک حجم ممتد و متراکم ممکن است ارتباط میان فضای عمومی و ساختمان را دشوار کند و احساس گشودگی محیط را کاهش دهد.

در این پروژه، فاصله‌گذاری و جابه‌جایی بلوک‌ها، همراه با ایجاد گشودگی‌های بزرگ و فضاهای سبز، به شکستن مقیاس کلی مجموعه کمک می‌کند. در نتیجه، چشم‌اندازها از میان حجم‌ها عبور می‌کنند و ارتباط میان بخش‌های مختلف پروژه حفظ می‌شود.

البته کیفیت نور، تهویه و آسایش محیطی تنها با شکل‌گیری گشودگی‌ها تضمین نمی‌شود. عملکرد واقعی مجموعه به عواملی مانند جهت‌گیری ساختمان، شرایط اقلیمی، هندسه فضاهای باز و تحلیل جریان باد نیز وابسته است. بااین‌حال، سازمان‌دهی متخلخل حجم‌ها زمینه مناسبی برای بررسی و بهبود این عوامل فراهم می‌کند.

از فضای خصوصی تا فضای جمعی

طراحی مرکز تجارت جهانی تهران به خوبی اثبات می‌کند که یک برج مدرن می‌تواند هم‌زمان به اقلیم، بافت شهری و تعاملات انسانی پاسخی هوشمندانه بدهد. این طرح یک تمرین ساده در فرم‌شناسی نیست، بلکه بیانیه‌ای فضایی است که نشان می‌دهد معماری پایدار، دستاورد تلفیق دانش اقلیمی و تفکر مفهومی است.

ویژگی مهم Habitat Qinhuangdao، تلاش برای ایجاد تعادل میان حریم خصوصی واحدها و امکان تعامل اجتماعی است.

تراس‌های اختصاصی، فضای بیرونی مرتبط با هر واحد را تأمین می‌کنند؛ در مقابل، باغ‌ها، پل‌های ارتباطی و فضاهای مشترک، امکان حضور و ارتباط میان ساکنان را فراهم می‌آورند.

این تفکیک، به‌معنای جدایی کامل فضای خصوصی از فضای عمومی نیست. در عوض، مجموعه‌ای از فضاهای میانی شکل می‌گیرد که می‌توانند از حریم خصوصی واحد مسکونی به سمت فضاهای جمعی گسترش یابند.

در این رویکرد، کیفیت سکونت فقط با متراژ واحد یا تعداد امکانات سنجیده نمی‌شود؛ بلکه نحوه ارتباط فضاها، دسترسی به طبیعت و فرصت‌های تعامل اجتماعی نیز بخشی از طراحی مسکن به شمار می‌روند.

پیوند معماری و شهر    

در مقیاس شهری نیز سازمان‌دهی پروژه به ارتباط میان ساحل و بافت پیرامونی توجه دارد. در طرح مجموعه، مسیر پیاده ساحلی و یک محور ارتباطی شرقی ـ غربی، دسترسی میان بافت شهری و ساحل را تقویت می‌کنند.

این محورهای حرکتی، همراه با فضاهای باز و باغ‌های مجموعه، به ایجاد ارتباطی فراتر از مرزهای واحدهای مسکونی کمک می‌کنند. به این ترتیب، پروژه را می‌توان نه‌فقط یک مجتمع مسکونی، بلکه تلاشی برای شکل‌دهی به یک محیط زندگی متصل به فضای عمومی و طبیعت دانست.

جمع‌بندی؛ تراکم بیشتر، بدون نادیده گرفتن کیفیت زندگی

Habitat Qinhuangdao نشان می‌دهد که طراحی مجموعه‌های مسکونی پرتراکم لزوماً به معنای تکرار بی‌پایان طبقات و فشرده‌سازی واحدها نیست. با استفاده از بلوک‌های ماژولار، جابه‌جایی حجم‌ها، تراس‌های پلکانی، باغ‌های مرتفع و پل‌های ارتباطی می‌توان بخشی از فضای باز را درون سازمان معماری ساختمان تعریف کرد.

اهمیت این پروژه در پیوند میان سه موضوع است: تراکم مسکونی، کیفیت فضایی و تعامل اجتماعی. در اینجا، فرم معماری تنها پاسخ به نیازهای عملکردی نیست؛ بلکه وسیله‌ای برای ایجاد دیدهای متنوع، دسترسی به فضای باز و تقویت ارتباط میان ساکنان است.

در نهایت، این پروژه یادآوری می‌کند که معماری مسکن زمانی فراتر از انباشتن واحدها می‌رود که فضای بین ساختمان‌ها، ارتباط میان آن‌ها و تجربه روزمره ساکنان نیز به‌اندازه خود واحدهای مسکونی اهمیت پیدا کند.

Habitat Qinhuangdao | Safdie Architects

معماری ماژولار در خدمت سکونت اجتماعی

منبع اطلاعات پروژه: وب‌سایت رسمی Safdie Architects و معرفی فاز دوم پروژه در ArchDaily.

Habitat Qinhuangdao: Modular Architecture for Communal Living | STUDIO AI — STUDIO AI